برنامهٔ سیزدهم: بخش نخست شرح و توضیح غزل شماره ۱۴۳ از دیوان حافظ به مطلع:
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
شارح: شادروان دکتر محمدجعفر محجوب
برای شنیدن برنامه بروی دکمهٔ پخش کلیک کنید:
» اگر خط اینترنت شما ضعیف است، توصیه میکنیم ابتدا فایل برنامه را از آرشیو صوتی رادیو حافظ یا لینک مستقیم زیر، دانلود کرده، سپس گوش دهید.
دانلود مستقیم فایل صوتی این برنامه:
بر روی لینک زیر راستکلیک کرده و گزینهٔ Save Target As را انتخاب نمایید:
.: برنامهٔ سیزدهم رادیو حافظ :. (با کیفیت عالی به حجم ۱۵ مگابایت)
مدت زمان برنامه: ۳۳ دقیقه
موضوعات: شرح غزل حافظ، مفهوم "جام جم" در دیوان حافظ، جام کیخسرو در ادبیات فارسی، داستان بیژن و منیژه در شاهنامهٔ فردوسی، مفهوم عرفانی "جام جم"، احادیث مورد اشاره توسط صوفیه در رابطه با دل، "سویدا" و کاربرد آن در ادبیات فارسی، شباهت دو بیت آغازین غزل مورد بحث به رباعی مشهوری از شیخ نجمالدین رازی، سخنی در باب احادیث مورد استناد صوفیه، دکتر محمدجعفر محجوب
» رادیو حافظ از خانم فتوحی و آقای کوهیار بجهت همکاری برای تهیهٔ این برنامه تشکر و قدردانی مینماید.
» در صورتیکه برای دریافت فایلهای صوتی رادیوحافظ از لینکهای دریافت مستقیم مشکل دارید، به پیوند آرشیو صوتی رادیو حافظ مراجعه نمایید. (مشکل دریافت فایلهای صوتی از لینکهای مستقیم، بیشتر برای افرادی که در ایران هستند ممکن است وجود داشته باشد.)
در صورت تمایل به همکاری با رادیو حافظ، با ما تماس بگیرید.
در صورت تمایل به همکاری با رادیو حافظ، با ما تماس بگیرید.





2 نظر دربارۀ این برنامه:
با سلام خدمت شما عزیزان فرهنگ پرور میخواستم بدانم که چرا در اشعار عرفا از چیزی نام برده می شود که حتی برای یکبار هم یک مسلمان حق امتحانش را ندارد؟
حافظ از کجا می دانست که می تلخ است ؟
از کجا می دانست که مستی آور است ؟
ازکجا تمام حالات یک شراب خورده را به بهترین شکل ممکن به تصویر می کشد؟
مگرکه خود خورده باشد در حالیکه اساتید شعر وادب خصوصا در محیط خشک ومتعصب بیرجند با دها دلیل غیر معقول گویی اثبات می نخوردن حافظ را مترادف با حفظ ... میدانند!!با احترام قطعه شعری از خودم را تقدیم می کنم
ترک شیرازی
اگرآن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندو يش بخشم سمرقند و بخارا را
(حافظ شيرازي)
اگرآن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندو يش بخشم تن و دست و سر و پا را
كسي كو چيز مي بخشد از آن خويش مي بخشد
نه چون حافظ كه مي بخشد سمرقند و بخارا را
(خواجوي كرماني)
اگرآن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندو يش بخشم سرير روح واعضاء را
كسي كه چيز مي بخشد ز سعي خويش مي بخشد
نه چون خواجو كه مي بخشد تن ودست وسروپارا
تن ودست وسر و پا را به خاك گور مي بخشند
نمي بخشند بر ياري كه شور افكنده دنيا را
(اسعد گرگاني)
((اگر آن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را))
( به خا ل هندويش) بخشم تمام ملك دارا را
به اوگويم تو را خواهم به عشقي پاك و دنيايي
به اوگويم خدا دادست از بهر تو دنيا را
حجاب از چهره بردار و برون آ از پس پرده
كه يزدان دوست ميدارد جمال وروي زيبا را
با سلام مجدد دنباله شعر...
بیا تا فارغ از هر غم بمانیم از برای هم
بياويزيم اين دم را بياغازيم فردا را
به زیر پایم آرم باقران وکال جنگالش
هم از بند دره تا آبشار چار بالا را
به اوگويم شرابم ده شرابي غير روحاني
به او گويم حرامم كن حرامم زهد و تقوا را
نمي خواهم من آئیینی كه غم را زهد مي داند
نمي خواهم طبيبي كه شمارد زخم سارا را
حديث از جنت و رضوان نگوئيدم كه من مستم
نگيرم كام گر اينجا نمي فهمم من آنجا را
من آدم بودم و يا رب اگر مي خواستي باشم
نمي گفتي به شيطان تا فريبد نفس حوا را
خدایا سا لها بر سرخی شمشیر بالیدم
كنون گويم برويان سبز هاي باور ما را
خرافات و تعصب گر به خاك گور مي رفتند
زمين و آسمان كم بود علم آريا ها را
چنین گفتار نيكم حاصل كردار نيكان است
چرا برخي كم انديشه نمي فهمند اينها را
سرير روح و اعضا را بدار اسعد براي خود
تو هم خواجو براي خود تن و دست و سر و پا را
كه بود آن ترك شيرازي به تفسیر شما شاعر ؟
چرا آن حافظ قرآن ببخشد خوان يغما را
زدم فا لي به قصد پاسخ و گفتا چنين حافظ
(( كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را ))
لذا صد راز پنهان است دراين گفته ي حافظ
كه مي بخشد به دلدارش( سمرقند و بخارا را )
ارسال يک نظر
ابتدا نظر یا مطلب خود را نوشته، سپس از قسمت "نظر به عنوان" یکی از گزینههای "نام/آدرس اینترنتی" یـا "ناشناس" را انتخاب کرده و نام خود را بنویسید.
سپس بر روی "ارسال نظر" کلیک کنید.
چنانچه مایل به دریافت پاسخ هستید، لطفاً ایمیل خود را با دقت ذکر نمایید.